171
-
تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 20:25
هربار حرف می زنیم کلی از وضعیتش میناله. این که تنهاست ، که کسی محلش نمی ذاره. نه این که بخواد براش دل سوزی کنم. واقعا تنهاست. دیشب نزدیک 1 ساعت یکسره همین حرفا رو زد. فکر کردم آرزو کرده بودم اینطوری ش
172
-
تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 20:25
سخت ترین هفته امتحانات رو پیش رو دارم و تو فرجه هم هیچ غلطی نکردم:)) تا حالا که بخیر گذشته ایشالا بقیشم بگذره ! جدیدا دارم فکر میکنم چجوری من انقدر از همه خوشم میاد ؟! همه دخترا اینجورین یا منم فقط ! :| زندگی شده ها ! :(
173
-
تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 20:25
دیروز یه ویدیو برام فرستاده بود از خودش تو تلگرام که به خیال خودش خیلی فان بود :))) جالبه که دیدم اون همون آدم 4 سال پیشه و من نه ! :))) حالا برعکس اون موقع بنظر پوچ و بی معنی ِ تا کول که یعنی تو مسیر درستم الان !:))))
174
-
تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 20:25
روز دوشنبه بابا عمل داره. امروز رفته دکتر قلب و اونجا تو برگش نوشتن جراحی با ریسک بالا. تا امروز اوکی بود ولی الان خودشو باخته کاملا. این دیگه از کجا پیداش شد؟ دیگه آمادگی اینو نداشتم. درست ِ هیچ وقت به چشم پدر - اون جوری که بقیه پدراشونو میبینن- ندیدمش. درسته همیشه رفتاراش و کاراش برام آزاردهنده بو...
176
-
تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 20:25
فردا دوباره دانشگاه وا مونده شروع می شه و من هیجی حوصله آدمای فیک و مضخرفشو ندارم. ای بابا ... ای بابا ... ای باااااباااااا !
177
-
تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 20:25
چه حس بدی دارم. به زندگی. بقیه چیکار میکنن که لذت می برن ؟! دلم یه دوست خوب میخواد. یه دوست نزدیک. دلم برای "ن" تنگ شده ولی دوست ندارم بش پیام بدم. دفعه آخریم که پیام داد خیلی سرد جواب دادم. حس می کردم به اندازه کافی تلاش کردم و الان دیگه نمیخوام بازم حس کنم اونقدر مهم نیستم. چرا وقتی بچه بودم دوست ...